عجب جايي به داد من رسیدي:)

خرید بک لینک
صبح یکم حالم خوب نبود یعني اصلن نمیتونسم پاشم ......چون شنبه ام نرفته بودم مدرسه نمیشد نرم بعد خودم لعنت کردم چرا شنبه نرفتم:/ مامي گف رسیدي و از اونجا بزنگ بگو چطوري و اینا من اصن یادم نموند بین ساعت دوم تازه یادم اومد :) رفتم زنگیدمش اومدم برگردم یهو یکي اسممو گف:/

برگشتم دیدم اقاي... اصن باورم نمیشد فقط تابستون چندجلسه رفته بودم کلاساي پیش خوانش بعدم که نشد ادامه بدم یعني خودم با دي وي دي و اینا ادامه دادم (مث همیشه اوج اعتماد به نفس که خودم میتونم از پسش بربیام و اینا)

باورم نشد منو شناخته یعني چه برسه اسممو بدونه:/

گف الان حسابي میخوني ؟ خیلي بهت امیدوار بودم و اینا ( این خیلي رو خییییلي پررنگ گف:/ ) بعدم گف چرا کلاساتو ادامه ندادي و اینا:))

شرایطمو گفدم بهش :/

واااي اصن نگف حیف و اینا بر خلاف همه

گف چه عالي و اینا:/ اصن باورم نشد خعلي بهم امید داد

امید الکي نه حرفاش همه منطقي بود.

مث همیشه بغضم نداشتم که بگم شاید دلش سوخته بهم که اون حرفارو زده

خیلي خوب و منطقي صحبت کرد

چقدرررر ادب چقدرررر سواد چقدرررر شعور حالا میفهمم چرا تو ایران نامبروانه:)

چقدرررردلم میخواس بغلش کنم :))).

چقدرررر احتیاج داشتم به حرفاش :)

آخرشم گف هر کاري کردي منو بي خبر نذار :) فک کنم ته حرفامون بغض داشتم که اینو گف چون احساس کردم یه لحظه دلش سوخت بهم:/

کلا نرمال نیسم من:/

همه جا باید ابرو خودمو ببرم با این استرس لعنتي که شکل بغض میشه و دس خودم ني :///

ولي خیلي بهترم الان:)

همه خوابن:/

من پاي نود!!!

والان فهمیدم که اگه موقع سانتر توپ بخوره تو سر بازیکن خودي دیگه بازیکن حریف تو هرشرایطي که باشه افساید خنثي میشه نمیدونسم اینو:))

کلا نرمال نیسم من :)) میدونم خودم:))))

اینروزا......

ما را در سایت اینروزا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 17:59

صفحه بندی