برگشتم دیدم اقاي... اصن باورم نمیشد فقط تابستون چندجلسه رفته بودم کلاساي پیش خوانش بعدم که نشد ادامه بدم یعني خودم با دي وي دي و اینا ادامه دادم (مث همیشه اوج اعتماد به نفس که خودم میتونم از پسش بربیام و اینا)
باورم نشد منو شناخته یعني چه برسه اسممو بدونه:/
گف الان حسابي میخوني ؟ خیلي بهت امیدوار بودم و اینا ( این خیلي رو خییییلي پررنگ گف:/ ) بعدم گف چرا کلاساتو ادامه ندادي و اینا:))
شرایطمو گفدم بهش :/
واااي اصن نگف حیف و اینا بر خلاف همه
گف چه عالي و اینا:/ اصن باورم نشد خعلي بهم امید داد
امید الکي نه حرفاش همه منطقي بود.
مث همیشه بغضم نداشتم که بگم شاید دلش سوخته بهم که اون حرفارو زده
خیلي خوب و منطقي صحبت کرد
چقدرررر ادب چقدرررر سواد چقدرررر شعور حالا میفهمم چرا تو ایران نامبروانه:)
چقدرررردلم میخواس بغلش کنم :))).
چقدرررر احتیاج داشتم به حرفاش :)
آخرشم گف هر کاري کردي منو بي خبر نذار :) فک کنم ته حرفامون بغض داشتم که اینو گف چون احساس کردم یه لحظه دلش سوخت بهم:/
کلا نرمال نیسم من:/
همه جا باید ابرو خودمو ببرم با این استرس لعنتي که شکل بغض میشه و دس خودم ني :///
ولي خیلي بهترم الان:)
همه خوابن:/
من پاي نود!!!
والان فهمیدم که اگه موقع سانتر توپ بخوره تو سر بازیکن خودي دیگه بازیکن حریف تو هرشرایطي که باشه افساید خنثي میشه نمیدونسم اینو:))
کلا نرمال نیسم من :)) میدونم خودم:))))
اینروزا......ما را در سایت اینروزا... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 68